محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

358

خلد برين ( فارسى )

مخالفت برافراختند . و چون قلاع مذكوره قلعه‌دارى از شدت گرمى هوا دارد و ساكنانش به پشتگرمى آن از دست‌انداز اقتدار سلاطين روزگار در امان مىبوده‌اند به خاطر جمع در آنجا قرار گرفتند . و غازيان چون قضاى آسمان بر قلاع مذكوره نازل شده آغاز محاصره نمودند و محصوران پيشتر از آن كه سپاه نصرت شعار دست جرأت به تسخير حصار گشايند صورت حال فردا را در آينهء امروز ديده رخت به دار الامان اطاعت و متابعت كشيدند و روز ديگر از در عجز و زارى درآمده با تيغ و كفن از قلاع مذكوره نازل گرديدند . و غازيان خصم افكن بر آن قلاع گردون ارتفاع استيلا يافتند . و هم در اين سال پادشاه و نديك لشكر جرار از كفار اشرار به تاخت ديار روم فرستاد و قاسم بيك حاكم ديار خرسك به اتفاق فرهاد - بيك كه از ولات آن ولايت بود به دفع فتنهء كفار پرداخته به ضرب تيغ آبدار و سنان آتشبار ، آن ملاعين خاكسار را آوارهء ديار فرار ساختند و روميان بر اثر ايشان تازان خود را به توپخانهء آن ملاعين رسانيده پنج قادرغه و بيست قاليان و دو بارجه به غنيمت گرفتند . مقارن آن باخسه نام لعينى بىدين با سه هزار سوار از كفار اشرار به حرب حاميان حوزهء دين مبين ايلغار نموده سر راه بر مجاهدان دين مبين گرفت و سپاه روم به ضرب توپهاى آسمان‌كوب ، آن گروه بىدين را نيز درهم شكسته منهزم گردانيدند . ديگر از سوانح اين سال آمدن اوزبك سلطان بن رستم سلطان ابن جانى بيك سلطان به تاخت خراسان بود . بيان اين سخن آن كه آن اوزبك گمنام با لشكرى غارتگر قرار و آرام از مقام خود به صوب خراسان ايلغار نموده در قصبهء جام بار اقامت گشود . و چون خبر شور و شر آن گروه كريه منظر به حاكم آن كشور زينل بيك ولد ابراهيم خان ذو القدر رسيد فوجى از غازيان نامور و بهادران صاحب جگر را بر سر راه اوزبكان بد گهر [ 76 ] فرستاد . و چون فريقين به يكديگر رسيده نيران محاربه را مشتعل گردانيدند در اثناى كروفر ، حمزه بيك تجراوغلى كه وكيل زينل بيك بود به قتل رسيده